سلامـے چو بوـے خوشــ آشنایـے

بـــاوَرمــ نیـــستـ آכּ ساנِه تَر از آبـــ مـَـرا آتَش زَנ

مهربانم
بهانه های گاه و بی گاهم را به دل نگیر....
از دلتنگیست...
آنچه پس از دقایق دوری ،در صدایم می شنوی دلخوری نیست... تمام
حجم دلتنگی های دنیاست
... وقتی حضورت کم می شود ،در دلم محو نمی شوی...
ته نشین می شوی...و با هر تلاطمت جاری می شوی در من...
نمی دانم این روزها چرا انقدر بی طاقت شده ام...
حسود شده ام...
تو را همیشه می خواهم....
تو را فقط برای خودم می خواهم....

|یکشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۴| 19:24|الـــی|

عکس و تصویر دل من تنگ بلوریست که یک ماهی قرمز دارد یک تلنگر که به این تنگ ...

دل من تنگ بلوریست که یک ماهی قرمز دارد
یک تلنگر که به این تنگ بلورین بخورد
می شکند
آبش از پنجره ی چشمانم می ریزد
ماهی سینه ی من می میرد!
تو که می زنی مکرر به دل نازک من
ماهی ام را دریاب!
دوست داری که چو تنگی باشم
تهی از ماهی و آب؟

|جمعه نهم بهمن ۱۳۹۴| 17:22|الـــی|

وقتی تو نیستی 

شادی کلام نامفهومی است

و دوستت دارم رازی است

که در میان حنجره ام دق میکند

و من چگونه بی تو نگیرد دلم؟

اینجا که ساعت و آیینه و هوا ....به تو معتادند...

#حسین منزوی

|جمعه چهارم دی ۱۳۹۴| 0:30|الـــی|

امیر حسین دوست دارم

|شنبه هفتم آذر ۱۳۹۴| 9:17|الـــی|

آخی ی ی ی ی ی همه پستام خاطره دارن...

یادش بخیر

|شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴| 22:27|الـــی|

اشتباه بلاگفا به نفع من شد 

خیلی خوشحالم وبلاگم برگشت

البته بیشتر پستام غیب شدن

|چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴| 23:45|الـــی|

حال این روزهایم را چند میخری؟!
 انگار این روزها,میخواهد هر طور که شده
حالم را با خود همراه کند و هوایم را داشته باشد!
این روزها دلخورم ... دلگیرم!
حتی سکوت همیشگی ام دیگر حالم را خوب نمیکند ..
دلم را گرم نمیکند .. حال دلم را به هوش نمی آورد.
شده ام آدم برفی روزهای زیباترین فصل ها .. زمستان.
نگران روزهای پیش رویم شده ام.
روزهای دلخواهم کم کم دارند از راه میرسند و من هنوز با وجود دغدغه های ذهنم
فرش قرمزی برایش پهن نکرده ام.
باز هم ترسم برای حسرتی دوباره است.
همان مجهول هایی که درباره اش گفته بودم,باز هم بی جواب مانده اند و
این روزها بیشتر شبیه معادله ی چند مجهولی شده اند! ..
به هم مربوط اند و من این رابطه را نمیفهمم.
به ساعت توقف زمان نیاز دارم ..
دلم میخواهد در همین روزها بمانم و متوقف شوم.
بمانم تا که به وقتش رسید,مطمئن باشم که حالم تا به ابد خوب خواهد ماند.
دلم قرص بشود که دیگر نگاهم نگران نخواهد شد.
حرف هایم همان میماند که نگاه منتظری چشم به راه شنیدنش است!
 
 
پ.ن:به یه جای دنج با سرمای زیاد... یه جوری که همه افکارم یخ ببندن نیاز دارم
یا..شایدم به یه چیزی که این فکرارو خالی کنه...
|پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲| 1:33|الـــی|

گاهی دلت میخواد همه بغضات از توی نگات خونده بشن...

میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری..

اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری

یا جمله ای مثل:چیزی شده!!!!!

اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی

 و با لبخند سرد میگی:نه هیچی

چقدر کم توقع شده م...

نه اغوشت رو میخوام

نه یه بوسه...

نه حتی بودنت رو

همین که بیای و از کنارم رد بشی کافیه...

منو آروم میکنه

حتی اصطکاک سایه هایمون....

|جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲| 0:45|الـــی|


آری...!!!

همه ی احمقانه هایم تقصیر توست...

هر بار شکستم...

و هربار اشک هایم سرازیر شدند...

سببش "تو" بودی...!!!

تویی که باز هم عبرت نمیگیری...!!!

هر بار میشکنم، انگار نه انگار..

پس از لحظه ای سکوت، دست به کار میشوی برای دوباره سوزاندم...

خسته نشدی از "بی جواب ماندن"؟!؟!

از این که گفتی و گفتی اما جوابش سکوت بود و بس؟!؟!

آخر ساده بودن تا چه حد؟!؟

چرا نمیفهمی کم اند مثل تو...!!

همه "تو" نمیشوند...

همه مانند تو ابراز نمیکنند همه چیز را...

همه مانند تو مهربان نیستند...

مشکل اینجاست!!!

تو َم "همه" نمیشوی...!!!

میمانی همان ساده ای که خفه نشد در برابر سکوت ها...!!!!

بس کن دیگر...!!!

باز هم چاره ات نمیشود؟!؟!

با توام "قلبِ" ساده ام...!!!

لطفا این بار،

خفه شو...!!

|دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲| 21:37|الـــی|

گاهے...

یه خیابونهـ  با یه تابلوء یک طرفهـ

گاهے...

یه عشقه...

اما قضیش همونـ خیابونهـ

مشکلـ اونـ دوسداشتنهـ نیستـ

مشکلـ یه طرفهـ بودنشهـ

اما باید منطقی بود

اینکهـ اونـ دوستتـ نداره معنیشـ اینـ نیستـ

کهـ تو دوسداشتنیـ نیستی

فقط باید یکی باشه که قانونو به خاطرتـ زیر پا بذاره

یه راس بیاد تو کوچه ی دلتـ

اون وقت دیگهـ یه طرفه نیستـ

اونـ وقتهـ کهـ همه چی دوسداشتنیه

هم تو٬هم اونـ ٬ هم عشقتونـ

اما....

بازم یه مشکلی هست...

اونم ردپای همونی که بی اختیار تو کوچه دلــتـ پا گذاشته

و ایـــن  ردپا ابدی شده

ردپای همونی که تابلوی یه طرفه بودن و

زد سر دلت

بدون توجه به اینکه

تابلو رو دقیقا کوبونده رو دلت

عشقت رو

اعتمادت رو

قلبت رو

و همشو

شکست و رفت

عشق قانون نمیشناسه

کارش فقط تخلفه

بدیش اینه که

قانون هست٬ تابلو هست٬ خیابون هست

ولی پلیسی واسه تلافی نیست

یا حتی شهرداری ای واسه ترمیم ایـــن شکسته ها

|یکشنبه پنجم آبان ۱۳۹۲| 1:23|الـــی|

دیگر هیچـ مَزِه ای

دلچَسبـ نخواهَد بود

مَن تمامـِ حِسِ چِشاییمَـ را

 

رویـ لبانَتـ جا گذاشتِه امـ....

    

لَبـ هایَتـ را

که از طعمـِ زندِگیـ حذفـ کنمـ

 

چه بی مَزِه لحظه هاییـ رقمـ میـ خورَد!  

بی آنکه بویِ تو مستمَـ کند

تا ده می شمارَمـ

انگشتانَمـ گردِ کمرگاهِ مدادَمـ تاب می خورند

و ترانه ای متولِد می شود

که زاده یِ دَستـ هایـِ توستـ

شاعِرَمـ

به از تو سرودنَـ معتادَمـ

    

شَرابیـ که مَزه اش لبـ هایـِ تو باشَد

شَرابیستـ کهـ مرا مَستـ میکنَد....

 

|یکشنبه هفتم مهر ۱۳۹۲| 0:40|الـــی|

دلـ تنگـ ڪهـ می شومـ
شوقـ ﺪیدارتـ امانم  نمی دهد
عاقبتـ   روزی
ا ز زیر چادر شبـ
منـ
نقابـ خجالتـ را کنار خواهمـ زد.
دلـ تنگـ کهـ می شومـ
دستانمـ قفلـ می شوند
زبانمـ مأمنـ ناگفته ها می شود
نه مداد یاریمـ می کند
و نه هجومـ شوقـ حضورتو
دلـ تنگـ که می شومـ
دنیایمـ خرابـ می شود!

|یکشنبه سوم شهریور ۱۳۹۲| 15:30|الـــی|

دردمـ این استـــ

که

درکتــــ به دردمـــ نمیـــرسد...

|جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲| 19:19|الـــی|

...قصه ی ماهم بالاخره به سررسید...


ادامه مطلـب
|یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲| 16:38|الـــی|

|شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۲| 0:29|الـــی|

בلَمـ تآبـ میخوآهـَב وَ یڪ هُل مُحڪَمـ


تـآ هـُـرے بریــزَב پـآییـن !!!


هـَر چـہ رآ בر خوُבش تَلَنبــآر ڪَرבه ...

|پنجشنبه بیستم تیر ۱۳۹۲| 21:7|الـــی|

هـــمــیـــــشــه نــــه 
ولــــــــــی گـــاهــــــــی

مــیــــــــان بــــــــودن و خـــــــواســتـن 
فــــــــاصـلــه مـــــــــی اُفــتــد 
وقـتــهــــــایـــی هـــســت کـــه

کــســی را بـــا تــمـــاموجـــــــــود 

میـــــخواهــــــــــی

ولــــــــــــی نــــبـــــــایــــد کــنـــــــارش بــــاشـــــــی 

 

|سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۲| 23:51|الـــی|

حرفای خفه شده...


ادامه مطلـب
|سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۲| 19:16|الـــی|

 

از نامه های کارو (اگه درست یادم باشه)

جز اون این پست هیچ مخاطب خاصی نداره

قصد توهین به هیچ پسری رو ندارم

اما اینجور مدلا هستن....نه زیاد ولی پیدا میشه


ادامه مطلـب
|سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۲| 0:3|الـــی|



کُل دُنیا را هَم ڪﮧ כاشتِـﮧ باشــے

باز هَم دِلَتــــ میخواهَــכ!

بَعضــے وَقتها فَقَط بَعضــے وَقتها

بَراے یـِکــــ لَحظِـﮧ هَم کِـﮧ شُــدهــ!!! 

هَمِـﮧے ِدُنیاے یــِڪـ نَفَر باشــے♥♥

|دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۲| 0:22|الـــی|

دلم یک فیلم بلند می خواهد

یک واقعیت عاشقانه

پر از سکانس های با تو بودن

و یک دکمه ی تکرار...

|یکشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۲| 1:26|الـــی|

این متن یادگار دوران دبیرستانم با بهترین دوستم بود...

فک میکردم بهترینه...

بهترینی که به خاطر یه چیز مسخره رابطمون خراب شد

ألان فقط دوستیم دوستایی که اگه...اگه همدیگرو ببینیم به یه

سلام حالت چطوره اکتفا میکنیم ما ألانم دوستیم...

     دو تا دوست معمولی

 

 

You hold a speacial  in heart " I love you "

I gave you my heart

Morning or night…. YOU ARE LIGHT

Young or old…. YOU ARE GOLD

Big or small…. YOU ARE ALL

Far or near…. YOU ARE " DEAR "

LOOK….!!!!

The moon is looking at you

see…!!!!

Stars are shining  for  you

Hear…!!!!

Birds are singig to you

Listen…

My heart says:

               I LOVE YOU

 

 

 

|یکشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۲| 0:8|الـــی|

میخواهی بروی؟؟؟

               بهانه میخواهی؟؟؟

بگذار من بهانه را دستت دهم

برو و هر کس پرسید بگو:

لجوج بود...

     همیشه سرسختانه عاشق بود

بگو فریاد میزد...

      که فقط مرا می خواهد

 بگو دروغ میگفت...

میگفت هرگز ناراحتم نکرده ایی

 بگو درگیر بود...

همیشه درگیر افسون نگاهم بود

بگو بی احساس بود.....

به همه فریادها...توهین ها و اخمهایم فقط لبخند میزد....

بگو او نخواست...

نخواست جز من کسی در دلش خانه کند....

|شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲| 23:36|الـــی|



سخت است باور بی تو بدون

 سخت است بدانم بی تو هم می شود نفس کشید

 سخت است فهمیدنش،  بدون تو هم، ثانیه ها درگذرند

بدون تو....

من....

زندگی می شود!!!!!

 

|چهارشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۲| 1:11|الـــی|

می نویسم از تو برای تو و دور از تو...

بدون هراس از خوانده شدن....
بگذار همه بدانند....
می نویسم برای تو...
برای تویی که بودنت را....
نه چشمانم میبیند.....
ونه گوش هایم می شنود....
ونه دستانم لمس می کند...
تنها با شعفی صادقانه...
با دلم احساست میکنم...
باز هم برای تو می نویسم....
برای تو تا بدانی که یاد تو در لحظه لحظه ی من جاریست
باز هم از دیوارهای فاصله عبور میکنم و در ژرفای لحظه های با تو بودن گم میشوم
و در ان لحظه رویایی در دریای بی پایان چشمانت غرق میشوم
تا در ان لحظه در نگاه تو گم شوم
تا خودم را بیابم واز زندان لحظه های بی تو رها شوم
شاید بتوانم به رویای با تو بودن برسم
وچه رویای شیرینی است رویای باتو  بودن
رویایی که دست من را به دستان گرم تو میرساند
انگاه من در گرمای وجود تو ذوب میشوم در ان زمان دیگر زبان از سخن گفتن عاجز است
در این رویای دلنشین تنها دلهای ما هستند که باهم نجوا میکنند
گویی از پیوند دستهای ما روح ما هم به هم پیوند خورده
وچه زیباست رویای با تو بودن

|چهارشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۲| 0:56|الـــی|

|یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲| 23:44|الـــی|

میشود کمی مرا دعا کنید؟!

من دلم عجیب زخمی است،
جا نمیشوم
نه در زمین
نه در زمان...
های
خسته ام خدا مرا نگاه کن...

|یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲| 23:36|الـــی|

شعر من این همه نیست

واژه هایم پی دنبال تو گشتن گم شد.....

من خدا را دارم از چه تو بی تابی؟

چه غریبانه به تصویر زمین می نگری!!!!!!!

دست تو مرهم تنهایی  و بی لبخندی ست......

من که محوم در تو....

من که در چشم تو اصرار به ماندن دارم!!!!!!

واژه ایی نیست که احساس مرا به صمیمیت نگاه تو بیانگر باشد.....

پس همان بس که به تو میگویم....

شعر من این همه نیست

|شنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۲| 22:48|الـــی|


اگه امشب عروسی کسی که عاشقشی باشه چکار میکنی؟

|چهارشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۲| 21:8|الـــی|

دلم واسه خودم تنگ شده

واسه “من” بودنم
واسه روز قبل دچار شدنم
واسه یه جای ساکت وآروم
اونقدری آروم که گوشام ازسکوتش درد بگیره
دلم میخواد این ذهن؛ دیگه به چیزی فکر نکنه
حتی به خود، خود هیچی هم فکر نکنه
چقدردلم میخواد ذهنم یه خمیازه بکشه
خستگیش دربره،بشه آروم مثل یه دریا
ساکت و مواج؛ با عمق و لایتناهی
اون یه آرامش میخواد شاید نه همیشگی ولی مطمئن
ولی اینو میدونم تو هم بدون شاید اون روز نیاد

چون دریغ از دقایقی که بی یاد تو سپری شود

|شنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۲| 17:16|الـــی|

MiSs-A